عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

238

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

اميرالمؤمنين علي وفات كرد در صباح آن شب ، حسن عليّ عليه السلام خطبه خواند . حمد و ثناي خدا بگفت ، واميرالمؤمنين علي را ياد كرد ، خاتم وصيّان را ، و وصيّ خاتم پيغمبران را ، وامير صدّيقان و شهيدان را ، و بعد از آن فرمود كه : اي مردمان ! به حقيقت كه مردي از ميان شما بيرون رفته است و مفارقت كرده از شما كه اوّلينان همچو نوح و ابراهيم و موسي و عيسي بر او سبقت نكردند و پيشي نگرفتند ، وآخرينان به او در نميرسند ، و او را به عمل زيادتي نميكنند ، و رسول خدا صلّى الله عليه وآله رايت به دو دادي ، و او با دشمن قتال كردي . جبرئيل از دست راست او بودي و ميكائيل از دست چپ او ، و هيچ دفعه از غزا مراجعت نكردي الّا مظفّر و منصور ، و خداي تعالي بر دست او فتح و فيروزي داده بودي ؛ و در شبي كه به درگاه خدا شد كه هم در آن شب وصيّ موسي - يوشع بن نون - را وفات رسيد ، و هم در آن شب عيسي را به آسمان بردند ، و در شبي به درگاه خدا شد كه قرآن را در آن شب فرو فرستادند ؛ و به حقّ خدا كه از دنيا وي هيچ نگذاشت ، نه سيم و نه زر الّا چيزي كه از عطاي او باز مانده بود آن هفتصد درم بود كه ميخواست كه بدان خادمي از براي دخترش ام‌ّكلثوم بگيرد . بعداز آن گفت : هر كه مرا شناسد خود شناسد ، و هر كه مرا نشناسد منم حسن پسر محمّد . بعد از آن [ 128 ] اين آيه بخواند : وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ( يوسف : 38 ) ، يعني : پيروي ميكنم ملّت پدران خود ابراهيم و اسحاق و يعقوب را ؛ و اين سخن يوسف است كه حق تعالي در قرآن ذكر كرده . بعد از آن فرمود كه : من پسر بشيرم ، و من پسر نذيرم ، و من پسر دعوت‌كننده‌ام به درگاه خدا به فرمان او ، و من پسرسراج منيرم ، و من پسر رحمت عالميانم ، و من از اهل بيتيام كه خداي تعالي از ايشان رجس و نجس و ناشايست را دور كرد ، و ايشان را پاك و پاكيزه و مطهّر كرد ، و من از اهل بيتيام كه خداي تعالي محبّت و ولايت و دوستي ايشان را فرض و واجب گردانيده است . بعد از آن فرمود كه : آنچه برمحمّد صلّى الله عليه وآله فرود آمد حق تعالي فرمود : قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى